۶ بازی برتر تاریخ به انتخاب ایلان ماسک+جدید


انارگیفت

هرچه هنر-صنعت ویدئوگیم مسن‌تر می‌شود و بال‌هایش را روی پیکر رسانه بیشتر می‌گستراند، ابعاد جدی تر و جهان شمول‌تری به خود می‌گیرد. حالا دیگر کمتر کسی به بازی‌ها به چشم یک سرگرمی مختص کودکان و نوجوانان نگاه می‌کند و خیلی از بزرگسالان بازی کردن، انتخاب اولشان برای گذراندن اوقات فراغت است. این رویکرد در میان سلبریتی‌ها و افراد مشهور هم مشاهده می‌شود. در سال‌های اخیر سلبریتی‌های زیادی درباره‌ی گیم‌های مورد علاقه‌شان صحبت کرده‌اند و از تجربیاتشان گفته‌اند؛ اتفاقی که قبلا به ندرت شاهدش بودیم. یکی از آخرین نظرهای اینچنینی توسط ایلان ماسک ابراز شده است.

ایلان ماسک مالک و گرداننده‌ی دو ابر کمپانی تسلا و اسپیس-اکس، یکی از مطرح ترین اسامی این روزها در رسانه‌هاست. نه فقط به علت ابداعات  شرکت های متبوعش در تولید خودروهای هوشمند و راکت‌های فضایی غول‌پیکر، و نه فقط به دلیل بلندپروازی‌های فراتر از زمانه‌اش در فرستادن انسان به مریخ و تولید خودروهای بدون راننده؛ بلکه به خاطر حاشیه‌های عجیب و غریبی که ظاهرا خودش هم خیلی از آن‌ها بدش نمی‌آید. از انتخاب اسم عجیب برای فرزندش گرفته تا رویت شدنش در آسانسور خانه‌ی جانی دپ. همه‌ی اینها باعث شده تا ایلان ماسک یکی از عجیب‌ترین و پیچیده‌ترین شخصیت‌های عصر حاضر باشد.

حالا این سلبریتی عالم علم و فناوری، در پاسخ به یکی از کاربران توییتر، ۶بازی را بعنوان بهترین بازی‌های تمام دوران‌ها از نظر خودش معرفی کرده است. بازی‌هایی که همگی درون‌مایه‌ای با محوریت آینده‌ی جوامع بشری و چالش‌هایش دارند و انتخابشان توسط ایلان ماسک، جالب توجه است. این عناوین هرکدام جزو تاثیرگذارترین بازی های تاریخ هستند که معرفی و بررسی اجمالی‌شان خالی از لطف نیست.

ایلان ماسک مالک تسلا

۱. Deus Ex

عنوانی که پس از گذشت ۲۰ سال از انتشارش، همچنان به عنوان یکی از بهترین بازی‌های تاریخ شناخته می‌شود. دوس اکس، روایت آینده‌ی بشر در دوران ابر انسان‌ها و انسان-ربات‌هاست. دوره‌ای که قدرت‌های پنهان برای کنترل انسان‌ها که حالا با ربات‌ها درآمیخته شده‌اند، آنها را با توطئه، ترور و بیماری درگیر کرده‌اند. شما در این بازی در نقش یک مامور سازمان مبارزه با تروریسم ملل متحد (UNATCO) به نام سی.جِی دنتون قرار می‌گیرید که توسط این سازمان ارتقا یافته و تبدیل به یک ابرانسان برای مبارزه با ترور و ناامنی شده است. دوس اکس یکی از پیشروترین بازی‌ها در تلفیق شوتر با نقش آفرینی بود، روایت گیرا و پرکششی داشت و در زمان خودش (۲۰۰۰ میلادی) از حیث گرافیک و جلوه‌های بصری پرچمدار بود. در سالهای بعد چهار دنباله برای آن ساخته شد اما هیچکدام موفقیت اولین نسخه را تکرار نکردند.

نمایی از بازی DEUS EX
۲. Half Life 2

دنباله‌ی جذاب Valve برای شوتر اول شخص موفقش، استانداردهای این ژانر را جا به جا کرد. Half-Life 2 تصویر روزگار سیاه بشر تحت فرمانروایی بیگانگانی است که در هف لایف ۱ به زمین آورده شده‌اند. بازی تجربه‌ی منحصر به فرد اسارت و زندگی زیر چکمه‌ی ستم و نظارت دائمی حاکمانی بیگانه و مبارزه برای بازپس گیری آزادی را در اختیار کاربر قرار می‌دهد. فضا و اتمسفر بازی با تمام محدودیت‌های آن زمان (۲۰۰۴م)، به قدری دقیق و به‌جا طراحی شده که قهرمان داستان -گوردون فریمن- بدون اینکه کلمه‌ای حرف بزند، مخاطب را تا آخرین قدم با خشم، اندوه و امیدش به بهترین شکل همراه می‌کند.

هف لایف

۳. Bioshock

بایوشاک هم یکی دیگر از عناوین پیشرو در تاریخ گیم است که پس از انتشارش در سال ۲۰۰۷؛ مقوله‌ی روایت در ویدئوگیم را وارد مرحله‌ی جدیدی کرد و آن را چند پله ارتقا داد. داستان بایوشاک در آرمان‌شهری به نام رپچر، در زیر اقیانوس جریان دارد؛ که بر پایه‌های نظام فلسفی ابداعی «اِین رند» یعنی عینیت گرایی (Objectivism) بنا شده و اداره می‌شود. آرمان‌شهری که کمی بعد متوجه می‌شویم بیشتر به یک ویران‌شهر شبیه است. در صحنه‌ی ورودی بازی یک فیلم ضبط شده از اندرو رایان، بنیانگذار سر‌شهر رپچر برایمان پخش می‌شود،. رایان در این فیلم جملاتی را می‌گوید که ابتدا بدیع و نجات بخش به نظر می‌رسند، اما در طول بازی روند اضمحلال ایده‌ها و کلماتش را به چشم می‌بینیم:

آیا آدمی استحقاق این را ندارد که ماحصل عرق جبینش، متعلق به خودش باشد؟ نه! مردی در واشنگتن می‌گوید برای مستمندان است. مردی در واتیکان می‌گوید متعلق به خداست.مردی در مسکو می‌گوید برای همه است. اما من همه‌ی این پاسخ ها را رد می‌کنم. من چیز دیگری را انتخاب کردم. غیر ممکن را برگزیدم…رپچر را.

بایوشاک

بیشتر بخوانید:

۴. Mass Effect 2

به عقیده‌ی خیلی از منتقدین، مس افکت ۲ بهترین عنوان این سه‌گانه است. ماجراجویی در میان یک منظومه‌ی دور از خانه، ارتباط با بیگانگان و گشت و گذار در افق‌های خیال انگیز سیارات مختلف، بدون شک ترکیب جذابی برای ایلان ماسک ماجراجو و بلند پرواز است. مس افکت۲ یک نقش آفرینی جهان‌باز است که بازیکن را با ماجرای کاپتان شپرد در مبارزه با قدرت خودکامه‌ی حاکم بر کهکشان همراه می‌کند، اما در عین حال به او آزادی عمل کامل در انتخاب مسیر این مبارزه می‌دهد. حتی اگر نخواهد مبارزه کند.

مس افکت

۵. Fallout 3 & The New Vegas

یک عنوان نقش آفرینی دیگر در فضای آینده‌ی بشر. آینده‌ای که آنقدر که انسان انتظار داشته، خوب پیش نرفته است. اتفاقات فال اوت پس از یک جنگ اتمی روایت می‌شود. تقریبا چیزی از تمدن بشر به جز کلونی‌های انسانی در زیر زمین و موجودات جهش یافته در روی زمین باقی نمانده است. فال‌اوت ۳ (۲۰۰۸) و در ادامه‌ی آن نیو وگاس (۲۰۱۰)، قصه‌ی درست پیش نرفتن برنامه‌های تمدن بشری است. در تمام طول بازی در گوشه و کنار تمدن ویران و به خاک کشیده شده، مدام پوسترها و بیلبوردهای «آینده‌ی روشن و پیشرفته» به چشم می‌خورد. پروپاگاندایی که قبل از وقوع فاجعه تبلیغ می‌شده، ولی آنقدر که بنا بود، خوب پیش نرفته است. فال‌اوت به عقیده‌ی من تکان دهنده‌ترین تصویر از آینده‌ی بشر است.

فال اوت ۳

۶. Saint Row IV

حضور Saint Row IV در این لیست کمی وصله‌ی ناجور به نظر می‌رسد. سینت رو ۴ شاید خیلی با بازی‌های قبلی سنخیتی نداشته باشد، اما هرکسی ایلان ماسک را کمی بشناسد اصلا از این انتخاب او تعجب نمی‌کند. این بازی یک شوتر سوم شخص جهان باز است که سال ۲۰۱۳ عرضه شده است. دورنمایه‌ی کل سری سینت رو هجو و شوخی با موقعیت‌ها و مسائل روز جامعه است. نسخه‌ی چهارم هم از این قاعده مستثنی نیست. در این نسخه شما در نقش رئیس جمهور ایالات متحده قرار می‌گیرید و باید با عواقب یک حمله‌ فضایی دست و پنجه نرم کنید. آن هم در جهانی پر از موقعیت‌ها، سلاح ها و شخصیت های مسخره. اکنون با کنار هم قرار دادن المان های این بازی (شوخی و طنز، رئیس جمهور و حمله‌ی فضایی) متوجه شدید که چرا انتخاب این بازی توسط ماسک اصلا عجیب نیست؟

سینت رو ۴

همانطور که در مقدمه اشاره کردم، تقریبا همه‌ی بازی‌های انتخابی ایلان ماسک درونمایه‌ی پسا آخرالزمانی دارند. آخرالزمانی که حاصل خطاهای پرتعداد انسان‌هایی است که رهبری جوامع را در ابعاد مختلف به عهده دارند اما متوجه اهمیت مسئولیتشان، و تاثیری که تصمیماتشان روی زندگی تک تک افراد جامعه می‌گذارد نیستند. نکته‌ی امیدوار کننده این است که ایلان ماسک، خود یکی از این انسان‌هاست که باتوجه به علاقه‌اش به این عناوین، می‌توانیم امیدوار باشیم چیزهایی هم از آن‌ها آموخته باشد.

منبع: ّInverse

.کپی شد